جلوه فضایل نیک در آینه ی ضمیری آسمانی
جلوه فضایل نیک در آینه ضمیری آسمانی
موت في عزٍّ خير من حياه في ذل
امام حسين (ع) وارث انبياء عظام الهي و مجمع فضائل بيشمار اهل بيت عصمت و طهارت است . او پاره تن پيامبر ، چراغ هدايت ، كشتي نجات ، سرور جوانان اهل بهشت و محبوب زمين و آسمان است و پیامبر درباره ايشان فرموده :
(سوگند به خدايي كه مرا به حق به پيامبري برانگيخت به درستي كه شأن حسين بن علي (ع) در آسمان بزرگتر از زمين است.)
قطعاً ايمان، يقين، تقوا و خلوص آن حضرت فوق درك و تصور انسان است و در بالاترين درجه از درجات تسليم و رضا مقيم است و در عين حال از صفات و فضيلتهاي عالي انساني چنان بهره مند گردیده که شيفتگان كمالاتش از مسلمان، مسيحي، هندو و ... هر يك به تناسب ديدگاههاي متفاوت و نيازهاي متنوع هر زمان به گونهاي وی را ستوده و توصيف كردهاند ، زيرا قيام و شهادتش بشريت را به هدف اعلاي حيات معقول رهنمون شد و به ارزشهاي انساني حيات بخشيد ، بنابراين طبيعي است كه انسانها را با هرنوع انديشه، تفكر و اعتقاد به دنبال خود بكشاند و مجذوبشان نمايد و اين حسين (ع) است كه در مرتفعترين قله فداكاري در راه حق و حقيقت با قامتي راست و با جدیتی بی همتا ايستاده و با رساترين صدا همه افراد بشر را مخاطب قرار داده و فرياد ميزند:
«اي انسانها! براي زندگي معنايي والاتر وجود دارد كه قرار گرفتن در شعاع آن كمال است و براي مرگ حقيقتي عاليتر وجود دارد كه ورود در حوزه این نيز كمال ميباشد.» زندگي به اين معنا، همان «حيات طيبه» است كه آزادي و عزت و شرف و علم و عدل و صدق و صفا و كمالجويي از مختصات آن است.
هر قطرهاي از اقيانوس عاشورا يك شعور ناب قوي و يك محتواي ژرف غني و يك مكتب آموزنده انساني و يك ترتيل خونبار آيات قرآني و يك سجده مترنم نوراني و يك حماسه پويا در صيرورتهاي بلند آهنگ بشري است ... . عاشورا وجدان بيدار بشريت است در اعماق غفلت قرنها و عصرها.
امام حسين (ع) در آن مدت كوتاه ولي پرماجرا چگونه به انسانيت انسان ارزش داد و چه فضيلتهاي فراموش شدهاي را در برابر چشمان بشريت به تصوير كشيده است قطعاً نه تمام آنچه در روح بزرگ و متعالي وي جاري بود امكان بروز و ظهور داشت و نه همه آنچه كه ايشان از فضايل و مكارم انساني از خود متجلي ساخت درك و نقل شد. اما به هر حال به مصداق:
آب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد
به نمونههايي از اين ارزشها اشاره ميشود:
آزادي (آزاد گذاشتن ياران خود در انتخاب راه حق)
امام حسين (ع) در قيام خونين عاشورا براي آزادي و آزادگي مبارزه ميكرد و از آغاز حركت تا روز عاشورا همه جا روح آزادگي را تقويت ميفرمود و در حساسترين لحظات روز عاشورا كه در محاصره كامل قرار داشت به آزادي و آزادگي ياران خود ميانديشيد، آنان را در انتخاب، آزاد گذاشته بود و فرمود: (اي مردم! هر كدام از شما كه ميتواند بر تيزي شمشير و ضربات نيزهها صبر كند با ما قيام كند وگرنه از ميان ما بيرون رود و خود را نجات دهد).
حضرت سكينه دختر امام (ع) نقل ميكند:
در بين راه كربلا، در يكي از شبها كه مهتاب به روشني ميتابيد، از خيمه بانوان بيرون آمده به خيمه پدر و اصحاب او نزديك شدم، ديدم پدرم در ميان جمعيت ايستاده، خطاب به ياران و همراهان ميفرمايد:
«اي همراهان من! بدانيد كه شما با من از ديارتان بيرون آمديد در حالي كه فكر ميكرديد من بسوي مردمي رهسپارم كه هم در زبان و هم در دل با من بيعت كردهاند. ولي الان ماجرا برعكس شده است چون كه شيطان بر آنان چيره گشته و ياد خدا را از خاطر آنان فراموش ساخته است. اكنون هدفي جز كشتن من و يارانم را ندارند ياراني كه همگام با من در تلاشند و از حريم اهلبيت دفاع ميكنند. ميترسم شما اين حقيقت را ندانيد و يا حياء بورزيد، حيله و نيرنگ از ديدگاه ما اهلبيت حرام است اكنون هر كس از شما همراهي با ما را خوش ندارد باز گردد، پوشش شب فراگير است و راهها بيخطر، زمان گرما و حرارت هم نيست، هر كس با اختيار خويش با ما دوستي و همراهي كند البته در بهشت با ما خواهد بود و از غضب خداي رحمان نجات خواهد يافت.»
امام سجاد (ع) ميفرمايد: در شب عاشورا، پدرم اصحاب و ياران و همراهان را در خيمهاي جمعآوري كرد و خطاب به آنان فرمود: اي خاندان و شيعيان من، اين شب را همچون شتري راهوار به حساب آريد و خود را نجات دهيد كه آنان جز شخص مرا نخواهند و اگر مرا بكشند در فكر شماها نباشند، خدا شما را رحمت كند، بيعت را از شما برداشتم و پيماني كه با من بستيد ناديده پنداشتم.
امام حسین (ع) پس از شنيدن خبر شهادت مسلم و هاني و قيس و عبدالله بن يقطر كه برادر شيري آن حضرت بود در منزلگاه «زباله» به پا خاست و با صداي بلند سخن گفت: ... پس از ستايش پرورگار، همانا خبر دردناك كشته شدن مسلم بن عقيل و هاني بن عروه و عبدالله بن يقطر به ما رسيد كه پيروان ما در كوفه ما را خوار كردند. هر كس از شما ميخواهد باز گردد از طرف ما مورد نكوهش قرار نخواهد گرفت.
يادآوري روح آزادگي به مهاجمان
در لحظههاي خون رنگ غروب عاشورا كه پيكر خونين امام حسين (ع) در ميان گودال قتلگاه بيرمق افتاده بود و خورشيد ولايت در خون نشست، حراميان درنده خوي به سوي خيمههاي امام يورش آوردند كه ناگاه صداي گريه كودكان به گوش امام رسيد، امام (ع) بر روي زانوها برخاست و خطاب به آنان فرمود:
(واي بر شما ! اگر دين نداريد و از قيامت نميترسيد، پس در اين دنيا آزاد مرد باشيد به جاي خود برگرديد اگر خيال ميكنيد كه از قوم عرب هستيد.)
جوان مردي و بزرگواري
عنايت ويژه حضرت محمد (ص) و آغوش زهرا (س) و پرورش علي (ع) و شايستگيهاي شخصي در حسين (ع) جمع شد و رادمردیش در هيچ مكتبي به جز مكتب حسين (ع) نظير ندارد ، مانند داستان آب دادن به عليبن طعان محاربي كه از سپاهيان حر بوده و دهها نمونه ديگر ...
... اگر كسي بگويد فهرست و مجموعه تمام ارزشهاي تاريخ بشري از يك طرف و فهرست ضد ارزشهاي بشري در طرف ديگر در آن مدت معين بروز كرده است ، جاي ترديد نيست. منتها زمان كم است و انسان خيال ميكند كه حادثه، حادثه يك روز دو روز است.
بزرگواري و كرامت
امام حسين (ع) در يكي از سخنرانيهاي اخلاقي خود، برخي از ارزشهاي اخلاقي را يادآوري فرمود تا مردم براساس آن ارزشهاي زندگي فردي و اجتماعي خود را تنظيم كنند و نمونههايي از مكارم اخلاقي را به مردم معرفي فرموده و مردم را به آن ترغيب نمود:
(اي مردم در بزرگواريها و مكارم اخلاقي با يكديگر رقابت كنيد و براي به دست آوردن سرمايههاي سعادت شتاب كنيد. كار خوبي را كه براي آن شتاب نكرديد به حساب نياوريد، ستايش را با كمك كردن به ديگران به دست آوريد ... اگر به كسي نيكي نموديد و آن شخص قدرداني نكرد نگران نباشيد زيرا خداوند او را مجازات خواهد كرد و خداوند بهترين پاداش دهنده و بهترين هديه دهنده است.)
امام (ع) در ناحيه «ذوحسم» در مقابل سپاه حر فرمود:
(آيا با مرگ مرا ميترسانيد. تير شما به خطا رفت و گمان شما دروغ است. من از مرگ نميترسم. روح من بزرگتر و همتم بلندتر از آن است كه ذلت را به خاطر ترس از مرگ تحمل كنم.) و همچنین در عباراتی دیگر می فرمایند : (مرگ با عزت بهتر از زندگي با ذلت است) و یا
الموتُ خيرٌ من ركوب العار و العار اولي من دخول النار
(مرگ بهتر از زيربار عار و ننگ رفتن است و عار و ننگ بهتر از ورود به آتش جهنم است)
بزرگواري حتي با دشمن
در آستانه محاصره اقتصادي در كربلا، شمر در مجلس ابنزياد برخاست و گفت: فرزندان امالبنين از قبيله ما ميباشند ، براي آنان امان نامهاي تنظيم كن. ابنزياد امان نامهاي براي حضرت ابوالفضل العباس و عبدالله و جعفر و عثمان از فرزندان امالبنين نوشت. شمر آن را برداشته و نزديكي خيام اباعبدالله (ع) آمد و با صداي بلند فرزندان امالبنين را فرا خواند اما كسي جواب او را نداد.
امام (ع) اظهار داشت: «اجيبوه و ان كان فاسقاً فانه من اخوالكم»
(جواب او را بدهيد اگر چه فاسق است زيرا از قبيله مادر شما است)
عزّت
ريشه همه تباهگريها در ذلت نفس است از اين رو بهترين راه براي اصلاح فرد و جامعه، عزت بخشي و عزت آفريني است. از امام هادي (ع) روايت شده: «من هانت عليه نفسه فلا تأمن شره»
کسی که برای خودش ارزشی قائل نیست از شر و بدیش خود را در امان ندان .
در روز عاشورا، آن هنگام كه دو سپاه روياروي يكديگر قرار گرفتند و سپاه «عمر سعد» از هر طرف حسينيان را محاصره كرد و خيمههاي حسين (ع) را چون نگين انگشتري در ميان خود گرفت، آن حضرت از ميان سپاه خويش بيرون آمد و در برابر صفوف دشمن قرار گرفت و اينگونه عزت حسيني را يادآور شد و فرمود:
(آگاه باشيد كه اين فرومايه (ابنزياد)، فرزند فرومايه، مرا ميان دو راهي شمشير و ذلت قرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلت رويم زيرا خداوند و پيامبرش و مؤمنان از اين كه ما زير بار ذلت رويم ابا دارند و دامنهاي پاك مادران و انسانهاي پاكدامن با غيرت و نفوس با شرافت روا نميدارند كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه انسانهاي كريم و نيكمنمشان مقدم داريم.)
وفاي به عهد
اين خصلت ارزشمند انساني كه ريشه در كرامت نفس و بزرگواري روحي دارد در وجود امام در حد اعلاي خود موج ميزند زيرا حضرتش ميفرمايند : (انسان بزرگوار بايد عملش گفتارش را تأييد كند) و در فراز ديگري از فرمايشان گهربار خويش ميفرمايند: (همانا حلم ، وفاداري و مروت و مردانگي زينت انسان است)
و حتي آنگاه كه معاويه با امضاء قرارداد صلح تحميلي حاكم عراق و شام شد ، از آن پس امام حسين (ع) نيز [پس از برادرش امام حسن (ع)] به صلح وفادار بود و هر گاه اشخاص يا گروههايي با امام حسين (ع) تماس ميگرفتند و تلاش ميكردند آن حضرت را بر ضد معاويه بشورانند ، پاسخ ميداد : (ميان من و اين قوم وعده و قراري است كه نميخواهم از آن برگردم ...))
شجاعت
شجاعت حضرت اباعبدالله (ع) حقيقتي بود كه دوست و دشمن به آن اعتراف داشتند و دهها نمونه و مثال آشكار براي آن مطرح ميكردند و از جمله:
1- جنگاوري و خطشكني امام حسين (ع) در جنگ جمل
2- جنگاوري و خطشكني امام حسين (ع) در جنگ صفين
3- جنگاوري و خطشكني امام حسين (ع) در جنگ نهروان
4- شجاعت و قدرت روحي امام (ع) در مبارزات سياسي با معاويه
5- شجاعت و قدرت روحي امام (ع) در مبارزات سياسي با يزيد تا عاشورا و شهادت
عمرسعد پس از آن كه با لشكريان فراوان امام حسين (ع) را در محاصره خود قرار داد ، پيكي به سوی آن حضرت فرستاد كه نامه ابنزياد را آورده و از امام ميخواست تا پاسخي به نامه ابنزياد بدهد. امام (ع) قاطعانه جواب داد: (هرگز جواب نامه ابنزياد را نميدهم، مگر سرانجام مرگ نيست، پس درود بر مرگ)
در منزل «ذوحسم» پس از اين كه سخنان زيادي بين آن حضرت و حرّ بن يزيد رياحي ردّ و بدل شد ، امام (ع) فرمودند: (گويا به من خبر ميدهي كه مرا خواهند كشت). حرّ گفت: آري شك ندارم كه بنياميه قصد جان شما را دارند، حسين به همانجا كه آمدي بازگردد. امام (ع) فرمود:
(آيا مرا از مرگ ميترساني؟ و آيا كار ديگري جز قتل من داريد؟ و من در جواب شما چونانكه برادر أوسي براي پسرعموي خود سرود ميگويم:)
سأمضي و ما بالموت عار علي الفتي
(من به راه خود خواهم رفت و مرگ براي جوانمرد عار نيست).
اقدم نفسي لا اريد بقاء ها لتلقي خمسياً في الوغاء عرمرما
(من جان خود را فدا ميكنم و نميخواهم در دنيا بماند، تا اين كه در ميدان جنگ با سپاهي انبوه ملاقات كند)
سپس فرمود: (شأن من اين نيست كه از مرگ بترسم، چه آسان است مرگ در راه بدست آوردن عزت و زنده كردن حق، مرگ در راه حق چيزي نيست جز زندگي جاويدان و زندگي با ذلت چيزي نيست جز مرگ پايدار).
قدرشناسي
1- قدرداني از خانواده عبدالله عمير:
آنگاه كه همسر عبدالله بن عمير به شوهرش ميگفت: از خاندان پيامبر دفاع كنم. امام حسين (ع) به وي فرمود: «جزيتم من اهل بيت خيراً، ارجعي رحمك الله الي النساء فاجلسي معهنّ فانه ليس علي النساء قتال» (در راه حمايت از اهل بيت من به پاداش نيك نائل شويد، خدا رحمتت كند به سوي خيمهها برگرد كه بر زنان جهاد واجب نيست.)
2- قدرشناسي از ام وهب:
(اي ام وهب برگردد كه جهاد بر زنان نيست تو و فرزندت وهب با جد من محمد مصطفي در بهشت جاي داريد . اي مادر وهب خدا اميد تو را نااميد نكند).
3- قدرشناسي از حرّ:
امام (ع) در حالي كه بر بالين حر عليه الرحمه با دستان مبارك، صورت او را نوازش ميكرد فرمود: (مبارك باد، مبارك باد! اي حر تو آزاد مردي چنانكه در دنيا و آخرت حر خوانده شدي.)
4- قدرداني از حنظله بن أسعد:
در گرما گرم جنگ در روز عاشورا حنظله در كنار امام حسين (ع) ايستاد و بر سر كوفيان فرياد زد و گفت: شما را از عذاب الهي ميترسانم. شما را از محاكمه روز قيامت ميترسانم. ...
امام از او تشكر كرد و فرمود: (اي پسر اسعد، خدا تو را حمت كند ... برو به طرف آنچه كه از دنيا و مافيها برتر است ، برو به سوي ملك و سيادت جاودانگي).
عفو و گذشت
راوي گويد: ... حر عرضه داشت: به خدا قسم اگر ميدانستم پينشهادهاي تو را قبول نميكنند هرگز پا در ركاب نميگذاشتم و اكنون براي توبه به سوي تو آمدهام و با جان خويش تو را ياري ميكنم تا در مقابلت بميرم، آيا اين توبه قبول است؟ حسين (ع) گفت: بله خدا توبه تو را ميپذيرد و تو را ميبخشد، نامت چيست؟ گفت: من حرّبن يزيد هستم. حسين (ع) گفت: تو حرّي آنچنان كه مادرت تو را ناميد. انشاء الله در دنيا وآخرت آزاده خواهي بود. از اسب پايين بيا. حرّ گفت: اگر من جزء سواركارانت باشم بهتر از اين است كه جزء پيادگانت باشم. بر اسبم مدتي با ايشان ميجنگم و سرانجام كـارهم پايين آمدن خواهد بـود. حسين (ع) گفت: خـدايت رحـمت كنـد هر چه در نظر داري انجام بده.
نتيجه
فضايل و كمالات امام حسين بنعلي (ع) نه براي بشريت به طور كامل قابل درك است و نه قابل شمارش زيرا آنچه در قول يا فعل آن بزرگوار ظاهر گشته بازتاب اندكي از روح بينهايت وي و انديشه بيانتهاي اوست كه متناسب با شرايط محدود زمان و مكان و درك و دريافت اندك اطرافيان جلوهگر شده است.
آنچه در اين مختصر گذشت تلاش ناچيزي در راه شناخت گوشههايي از مكارم اخلاقي و فضايل انساني بيحد و حصر آن بزرگمرد تاريخ بشر بود از دنيايي كه انسانيت انسان در آن گم گشته و كوشش مكاتب بشري نيز در معرفي الگوي تمام عيار انساني ره به جايي نبرده است و شاید حس كمالجويي انسان امروز را كه داعيه جهاني شدن را در سر ميپروراند ارضاء و اقناع نمايد زيرا آنچه را كه امام (ع) به منصه ظهو رساند تلاش بيوقفهاي بود براي تثبيت كرامت و ارجمندي انسان در حساسترين و سختترين شرايط، كه نه تنها نسبت به روزگار خويش بلكه نسبت به عصرها و نسلهاي آينده نيز پيشرو و مترقي است و اگر انسانها از هر دين و آييني به دور از جهل و تعصب به دنبال انسانيت گمشده خويش باشند قطعاً مصاديق و جلوههاي تابناك آن را در وجود حسين ابن علي (ع) خواهند يافت و بر ماست كه اين حقايق والا و ارزشمند را به جهانيان معرفي نماييم.
منابع و مآخذ
1- جعفري، محمدتقي (1381)، امام حسين (ع) چاپ چهارم، مؤسسه تدوين و نشر آثار علامه جعفري
2- جودكي، حجت الله (1377)، قيام جاويد (مقتل الحسين ابي مخنف)، چاپ اول، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي تبيان
3- حكيمي، محمدرضا(1373)، قيام جاودانه، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
4- دشتي، محمد (1381)، فرهنگ سخنان امام حسين (ع)، چاپ چهارم، مؤسسه انتشارات مشهور
5- دلشاد تهراني، مصطفي (1375)، نهضت حسيني ـ عزت حسيني، مؤسسه نشر و تحقيقات ذكر
6- سيدابن طاووس، اللهوف في قتلي الطفوف، انوار الهدي، قم
7- صدر، سيدرضا (1379)، پيشواي شهيدان، چاپ سوم، مركز انتشارات تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
8- قمي ،حاج شيخ عباس، منتهي الآمال، چاپخانه محمدحسن علمي، تهران
9- مجموعه مقالات برگزيده همايش امام حسين (ع) (1382)، سازمان آموزش و پرورش قم، انتشارات ظفر
10- محسنزاده، احمد (1379)، آفتاب كربلا، انتشارات روحاني، چاپ اول
11 - الموسوي المقرم، عبدالرزاق(1423)، مقتل الحسين (ع)، مؤسسه النور للمطبوعات، بيروت
این اندیشه مدت طولانی است که توجه مرا به خود جلب کرده که تو چگونه می توانی بودن خود را به اثبات برسانی و من تنها راه را در نوشتن یافتم و اینک خشنودم و هروقت که دلم برای خودم تنگ می شود به این صفحه سری می زنم .