آموزش عملی شیوه ی ترتیب ظاهری مقاله
سنگرهای پایداری در ادب فارسی
( با نگاهی به حماسه خرمشهر )
مقدمه
همه ی ایرانیان و خصوصاٌ افرادی که دوران دفاع مقدس ایثاگری های دلاوران را شاهد بوده اند ، معتقدند که باید در حفظ ارزش های آن روزها ی زیبا کوشید و این مفهوم در شعر شاعران بارها به کار رفته است و بیشتر به این مضمون اشاره کرده اند که مبادا با غرق شدن در تجملات و تشریفات از یاد آوری دلاوری های رزمندگان محروم شویم و زمانی به خود آییم که دیگر کار از کار گذشته و شرمنده ی تمامی بزرگانی باشیم که شجاعانه در برابر دشمن ایستادند تا ما آرامشی داشته و در سایه همین آسوده خاطری راه خدمت به بندگان خوب خدا را طی کنبم و علیرض قزوه در بیت زیر به نیکی هشدار داده است که
دسته گل ها دسته دسته می روند از یادها شمع روشن کرده ای در رهگذار بادها
کلید واژه : دفاع مقدس ، ادب فارسی ، فتح خرمشهر
متن مقاله
گذر زمان بر چهره ی حوادث عظیم بشری گرد فراموشی نمی پراکند و با گذشت زمان ها یاد و خاطراتشان در دل و زبان ها جاری است . مردم اروپا هنوز از جنگ جهانی دوم سخن می رانند و در ادبیّات مردم آمریکای لاتین هنوز جلوه های حماسه های ملی آنان نقل و تکرار می شود و ما که میراث زیباترین نمادهای ایثار و فدارکاری هستیم ، باید بیش از آنان در یادداشت و یاد آوردها بکوشیم نه آن که به آثار مختلف هنری که پاسداشت آنان تهیه می شود به چشم تکرار بنگریم و از پرداختن به آن خودداری کنیم .
افق شعر و ادب فـــارسی می تواند نگاه ما را به گذشته پرافتخار تاریخی و فرهنگی جلب و جذب نماید و مسیر های آینده را برای عبور فرهیختگان و اندیشه وران جهان ترسیم نماید . شعر و ادب با بهره گیری از تفکر و عاطفه می تواند در پیوند عمیق نسل های گونــــاگون جامعه ایرانی نقشی بایسته ایفا نماید و ما را به داشتن انسان هایی شایسته امیدوار کند و در این میان آشنایی با هویت ایرانی خود که با چشمه های ناب عطر اسلام خوشبو گشته سر به مهر نخواهد ماند و مایه مباهات در بین ایرانیان عزتمند خواهد شد .
ادب فـــارسی با شروع جنگ تحمیلی به مرحله ای گام نهاد که باید نوعی رنسانس به حساب آید زیرا دروازه ی واژه ها و مفاهیم گوناگون و ارزشمندی را که در دفاع مقدس کاربری یافت به روی هنرمندان عرصه شعر و ادب گشود . شعر فارسی که همواره با روح حماسه عجین بوده است ، تصاویر بدیع دیگری را به نمایش گذاشت که به خوبی می توانند منعکس کننده وقایع آن دوران باشند و آنانی که آن لحظات را درک نکرده اند ، در سایه ادب فارسی ماجرا برایشان ملموس و محسوس گردید .
ادبیات دفاع مقدس در شکل های متنوعی رخ می نمایند که از آن میان شعر ، داستان و فیلم نامه اثربخشی شان گسترده تر و همگانی است و جایگاه ویژه ای دارند که می توان آن ها را در سه برهه مورد بررسی قرار داد که عبارتند از : پیش از نبرد ، هنگام نبرد و پس از نبرد . هریک با توجّه به زمان ظهور پیام خاصی را دربردارند و در شعر که موضوع این مقاله است وزن یکی از ابزارهای کارآمد در القای معانی به حساب می آید و سبب گردیده در حماسه و تعلیم و غنا فضای ذهنی زیبایی به وجود آید . از سروده هایی که موضوعش هنگام نبردی محسوب می شود می توان به دو بیتی قیصر این پور اشاره کرد که سرشار از پاسداشت مقام شهیدان است و چنین سروده :
به کوه نور مــاند حجله ی تو سرود عشق خواند حجله ی تو
سکوت کوچه ی خاموش ما را به آتش می کشاند حجله ی تو
و یا سهیل محمودی در فراق شهید گفته :
شرار شب به میدانت فروخفت ستــــاره در شبستانت فروخفت
هلا ای یار ای همـــواره بیدار چرا خورشید چشمانت فروخفت
همچنین از نمونه های پس از دفاع مقدس که به استواری عزم رزمندگان و ادامه راه آن ها اشاره نموده ، رباعی سید حسن حسینی است :
ما مرغ سحرخوان شگفت آواییم خونین پر و بالیم و شفق سیماییم
در معبر تاریخ چو کـوهی بشکوه صدبار نشسته ایم و پا برجـــاییم
زمانی که فداکاری ها و حماسه های ایثار و از جان گذشتگی در آینه هنر متجلی می گردند ، رنگ جاودانگی می گیرند و مخاطبان گسترده ای را متوجّه این عظمت ها می سازد . مخاطبانی که در طی اعصار زندگی خواهند کرد و یا افرادی که در حال حاضر در گستره زمین چشم به انتظار حرکت های امیدبخش هستند و شاید کعبه آمال و مدینه فاضله ی خود را در لا به لای این سطور و ابیات شاعران بیابند و حس همدلی را در خود احساس نمایند .
مجوعه سرودهایی را که در قالب های مختلف اعم از سنتی و نیمــایی شکل گرفته اند و درون مایه اصلی آن ها تشویق و تکریم دوست و تحقیر و تهدید دشمن و تقویت روحیه مذهبی و ملّی برای حفظ وطن و انقلاب است ، شعر جنگ می نامیم که خود جوش به وجود می آیند و به دور از هر نوع تصنع و تکلف و کسب شهرت و مکنت است . شاعر دفاع مقدس در آغاز دنبال صورت و زیباشناسی ظاهری نیست ، آنچه برای او مهم است انتقال پیام در کمترین زمان ممکن با بیان کلماتی ساده ،اما در دوه سوم که از آن به بعد از دفاع مقدس یاد کردیم ، آرایش های لفظی و معنوی به یاری محور افقی و عمودی شعر می آید .
شاعر با سلاح هنر منظوم به حفظ و صیانت از ادبیّات و فرهنگ دفاع و جهاد و جنگ پرداخته است . گواه این مدعا آثار مکتوب نادره گویان در خصوص نبرد عاشقانه و دلاورانی است که در میادین رزم جان بر کف اخلاص می نهادند . در آثار سخن سنجان این حماسه با غنا آمیزش کرده و گوهری به نام ادبیّات دفاع مقدس را بوجود آورده تا حماسه تبدیل به غزل شود و با شور و عشق و راستین همراه می گردد، چنان که سهیل محمودی گفته است :
میان معرکه لبخند می زنید به عشق حماسه چون به غزل ختم می شود زیباست
موضوع شعر دفاع مقدس دربرگیرنده اندیشه ها و احساسات و تمایلاتی است که در برابر مظاهری چون زر و تجاوز و خونریزی بیان شده است .«در جنگ تحمیلی رژیم بعثی و به دنبال آن دفاع مقدس سلحشورانه ی مبارزان خستگی ناپذیر در جبهه ی نبرد حق علیه باطل و خلق ، حماسه های شگفت استقامت و پایداری جان مایه ارزشمندی است که شکوفایی و بالندگی شعر دفاع مقدس در سال های پر تب و تاب جنگ و نیز بعد از آن شکوه و شفافیت داده است .» (نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس ، جلد 1 ، صفحه 18)
در طی هشت سال دفاع مقدس مکان های مختلفی از کشور درگیر جنگ بودند و هریک با درخششی خاص بر ایرانی بودن و ماندن خود اصرار می ورزیدند و چه مفهومی بهتر از این برای هنرمندانی که عاشق این سرزمین بودند . ناگفته نماند هنرمندی که از دور دستی بر آتش دارد چندان نمی تواند بیانگر حقیقیت واقعه باشد و در دفاع مقدس ما که همه ی جلوه های آن چشم خردمندان عالم را خیره ساخته و به تحسین وادارشان نموده ، همپایی و همراهی هنرمندان و خصوصاٌ شاعران در میدان های رزم یکی دیگر از ستاره های پرفروغ را در تارک تاریخ ایران اسلامی تعبیه نموده است .
خرمشهر یکی از نمادهای پایداری است و شاید مهمترین فصل حماسه دفاع مقدس که مردم ایران در این حرکت ، عظمت خود را به رخ جهانیان کشیدند و یکی از پایه های استوار دفاع هشت ساله رزمندگان را باید در این پیروزی به نظاره نشست و به همین دلیل بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی آزادی آن را از چنگال دشمن کار خدایی می خواند و رزمندگان را از احساس غرور در این فتح برحذر می دارد و یا در کلامی دلنشین بازگشت خرمشهر به آغوش میهن را فتح خاک نمی داند که معتقدند این فتح ، فتح ارزش هاست .
خرمشهر مفهومی است در شعور و شعر ایرانی که نامش با دنیایی از خوبی ها همراه است و کوچه پس کوچه هایش پر از راز و رمزند و به دفترچه خاطراتی می ماند و بهتر است جدا از زبان شهر ، آنانی که خونشان در این گذر تاریخ به هستی زینت بخشیده حاضر شوند و از همه چیز بگویند ، به گونه ای که ناصر فیض گفته است :
خانه ام روزی در این جا بود و نیست آن طرف همسایه ما بود و نیست
صبر در هنگام اسارت خرمشهر نیز از مضامین های پرکاربرد شاعران پایداری به شمار می آید که از دید فرزندان در سروده ی حمید سبزواری چنین اشاره شده است :
به شهر آتش و خون و حماسه ، خرمشهر به پای صبـــــر ز راهی دور آمده ایم
و یا پرویز بیگی سروده :
لحظه هایی که مردان میهن
در فراق تو خون گریه کردند
روزهایی که تفسیر عشقند
روزهایی که تصویر دردند
یاد کرد همرهان ، بخش وسیعی از سروده های شــــاعران مقاومت را به خود اختصــاص می دهد . درگیری هایی که از اوّلین سال های پیروزی انقلاب آغاز شده بود ، فرزندان انقلاب را به ضرورتی دیگر که همانا دفاع از تمامیت ارضی ایران بود در خرمشهر و تمامی مناطق جنگی گردهم آورده بود و هریک به بهانه ای کار و بار و زندگی شهری را فراموش کرده و کمر همت به دفاع از سرزمین خود پرداخته و گاه شاهد پرپر شدن همرزمان بودند و این درد در کوره جنگ اگرچه اثرگذار بود ولی رزمندگان را در راه خود مصمم تر می کرد و زمانی که قطار جنگ از حرکت ایستاد ، غربت از دست دادن یاران یکدل ، هر خرمشهر رفته و جنگ کرده ای را آزار می داد و در غم از دست دادنشان شاعر سروده :
ياران چه غريبانه
رفتند از اين خانه
هم سوخته شمع ما
هم سوخته پروانه
بشکسته سبوهامان
خون است به دلهامان
فرياد و فغان دارد
دردي کش ميخانه
هر سو نظر اندازي
در ياد کسي افتي
آنها که سفر کردند
دلشاد از اين خانه
…… ( پرویز بیگی حبیب آبادی )
در نگاهی دیگر شاعر با جای جای شهر سخن می گوید و با ذکــر هریک کاروانی از تخیل و احساس را عرضه می کند ، او مظاهر شهر را تک تک همچون انســان هایی می داند که خود در تب و تاب جنگ فعــــــالانه حضور داشته اند و سختی های فراوانی را تحمل کرده اند و سمبل تمامی آن ها مسجد و شط است که این گونه مورد توجّه شاعر قرار می گیرد :
هم دوش با شعله های پنهان و پیدای آتش می رقصد آرام آرام شط بر بلنـــدای آتش
این مادیان سپید ماه است این گونه مبهوت در چشم شط ایستاده ، غرق تماشای آتش
( محمود اکرامی )
در سروده دیگری همین شاعر شهر را دلداری داده و می گوید : دژخیمان را به سزای اعمالشان می رسانیم و سپاهیان نور پرده شب را می درند و خرمشهر را نجات می دهند :
پوتین های کثیف
خاک پاک را آلوده می کند
باید که شکسته شود ، له شود پای دشمن ....
و امّا می آیند از کرانه های نور
با امواجی از عشق ....
پا می گدارند یاران سرخ
با آیینه
با یک بغل ایثار و شهامت
و تبسم
نخل ها ، این آیه های ایستـــاده خداوند که شاهدان شبانه روزی دفاع مقدس هشت ساله اند ، در کلیه سروده های شاعران مطمح نظر قرار می گیرند و چون پیوسته صحنه ی میدان جنگ در لا به لای این درختان صبور به وقوع پیوسته ، صفت بی سری را همواره با خود دارند و گویی صاحبان این سرزمین یعنی نخل ها در سوگواری عزیزان خود سر به زیر دارند و به عزاداری می پردازند و حسین اسرافیلی سروده :
شانه هایت زخمی شلاق هاست نخل هایت سوگوار بس عزاست
و سید محمد رضا کاشفی گفته :
خونین شهر / نخل های بی حرکت / نخل های بی سر / بوی خاک و خون
شاعران با یادکرد نمادهای حماسه ی فتح خرمشهر ضمن بیان دلاوری ها به درج نام این عزیزان در گستره ی تاریخ دفاع مقدس کرده اند و از جمله سرداران بزرگ شهید محمد جهان آرا است که شاعر در خطاب به ایشان سروده :
شهیدم ! محمدم ! برادر ! منم که در شهر خونین قدم می زنم
ویا قیصر امین پور در دو بیتی زیر از شهید فهمیده ، همان کسی که امام خمینی (ره) به او لقب رهبر داده است ، یاد می کند و می گوید :
تو همچون غنچه های چیده بودی که در پرپر شدن خندیده بودی
مـــــــــگر راه حیات جاودان را تو از فهمیده ها ، فهمیده بودی
دوران باز سازی خرمشهر با همت مردم و مسؤولین آغاز شد تا چهره شهر دوباره شادابی و طراوت خود را باز یابد و از آن پس بایست راه همدلی را بپیماییم تا دشمن فرصت دیگری در پیش روی خود نیابد و هر اندیشه خطایی را از سر بنهد و همین است که شاعر وفادار انقلاب ، حمید سبزواری، ضمن دعوت مردم به شرکت در بازسازی ، آنان را از جدایی و تفرقه برحذر می دارد :
بهار را دل من پر ترانه می خواهد برای خنده ، لب من بهــانه می خواهد
به بازسازی میهن بیا تا کمر بندیم که عندلیب چمن آب و دانه می خواهد
............
فریب حیله دشمن مخور که آن مکار بهـــــانه ای پی تاراج خانه می خواهد
ز فکر تفرقه پرهیــــز کن که اهریمن فنــــــای ملّت ما زین میانه می خواهد
در حادثه جنگ دشمن مدعی بود به راحتی سرزمین های مورد نظر را سه روزه اشغال خواهد کرد و سخن از محمره می گفت و سردار قادسیه می ساخت و شاعر شیرین زبان فارسی با عباراتی به نقد این تفکر پرداخته و با عباراتی که استفهام انکاری هستند ، دشمن را وادار به پاسخ گویی کرده است :
گفتند : این خاک دیگر ، سرو و صنوبر ندارد
خورشید اینجا غریب است ، اینجا دلاور ندارد
گفتند : خوبست ، خوبست در گوشه ای دفن سازیم
این آسمان را که بوی کبوتر ندارد
و در ادامه گفته :
یک شب بیایید ببینید ،
هر کس که باور ندارد
شهری که گویند شهر خورشید باشد ،
همین جاست .
از مفاهیم مشترک شهر سروده های خونین شهر می توان به پایان آن ها اشاره کرد که در همه ی آثار به ایستادگی و مقاومت شهر اشاره شده که باقی خواهد ماند و دگربار اجازه نمی دهد دشمنی پا بر خاک آن بگذارد و با تمامی سربازان میهن به دفاع از خود می پردازد :
کودکانت گرچه در خون خفته اند
قصه بیداری ما گفته اند
قامت ستوار تو ، باز استوار
......
شهر من ! ای شهر پر آوای درد
ای نشان پایداری در نبرد
زیر هر گامی شقایق کاشتیم
تاکه این پرچم فرا افراشتیم
نتیجه گیری
ادبیات پس از جنگ را دوران بازپروری و شکوفایی ادبیات مقاومت باید دانست و آثار مستند دوران مقدس می تواند منبع الهام و انگیزه آفرینش آثار جدید و ماندگاری باشد ، خصوصاٌ نسل سوم و نسل های بعدی که در گیرودار جنگ حضور نداشته اند ، می توانند با مطالعه ای این آثار شرایط آن روزگار را بهتر درک کنند و با بینشی عمیق به خلق آثار از منظری دیگر بپردازند مخصوصاٌ با بزرگداشت کسانی که هنوز از فیض حضورشان جامعه معطر است و گاه دردهای جانکاهی را تحمل می کنند و اصغر عظیمی مهر چه خوب وضعیت جسمی رنج دیدگان صحنه جنگ را در قالب کلمات به تصویر کشیده است :
گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند مادرت می گفت : دکترها جوابت کرده اند
اکنون زمان آن فرارسیده که مسؤولین محترم کشور با گسترش موزه های دفاع مقدس و ثبت گسترده ی خاطرات و وقایع آن روزگار خصوصاٌ از زبان بسیجیانی که با فرارسیدن پذیرش قطعنامه به کارهای خود که قبل از جنگ بدان مشغول بودند ، سرگرم شدند و دنیایی از ناگفته ها را با خود دارند . همچنین ضمن حفظ و حراست از میراث شهدا با برپایی همایش های منظم به نقد تفکر پاسداران حریم دین و کشور بپردازند و در استمرار برگزاری راهیان نور بیش از پیش بکوشند .
منابع و مآخذ
1- آسمانيها(مجموعه شعر دفاع مقدس)، رضا اسماعيلي، تهران، پازينه، 1381
2- از نگاه آينهها، سيمين دوخت وحيدي، تهران، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدّس،1377
3- غريبانه، پرويز بيگي حبيب آبادي، تهران، همراه، 1368
4- فصلي از عاشقانهها، سهيل محمودي، تهران، همراه،1368
5- گزيده ادبيات معاصر، مجموعه شعر محمود اکرامی ، شماره 32، انتشارات نيستان، 1378
6- گزيدة شعر جنگ و دفاع مقدّس، سيد حسن حسيني، تهران، حوزة هنري، 1380
7- نخلهاي تشنه، تهران، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، 1370
8- نقد و بررسي ادبيات منظوم دفاع مقدّس، دكتر محمدرضا سنگري، تهران پاليزان دورة سه جلدي
این اندیشه مدت طولانی است که توجه مرا به خود جلب کرده که تو چگونه می توانی بودن خود را به اثبات برسانی و من تنها راه را در نوشتن یافتم و اینک خشنودم و هروقت که دلم برای خودم تنگ می شود به این صفحه سری می زنم .