لحظاتی در وادی کودکان
نقد و بررسی محتوايي و ساختاری شعر کودک و نوجوان
( با معرفی ويژگی های سبکي برخي شاعران )
چکيده :
زبان يکی از شگفتی های خلقت است که انسان ها با بهره گرفتن از آن راه های دشـــــوار را به راحتی می پيمايند و با يکديگر ارتباط برقرار مي نمايند و گاه نيز از جنبه زيبايي به آن مي نگرند و دست به خلق آثار ارجمندی می زنند و زمينه های ارتباطي لذت بخش و توأم با رضايت به وجود مي آيد .
شـاعران و نويسندگان با سروده ها و نوشته های خود روح انسانها را همــــواره بيدار نگه مي دارند و پيام های خود را عرضه مي نمايند . در اين ميان آثاری به قدمت طول عمر بشر پايايي دارند که از مشترکات ارزشمند انسان ها سخن گفته و موازين ارائه ی اثر را به خوبي رعايت کرده باشند و همين اساس کافی است که در طي دوران های مختلف خواننده داشته باشند و سخنانشان را دست به دست و سينه به سينه به نسل های بعد منتقل سازند .
در بين شاعرانی که در عرصه های مختلف ذوق آزمايی می کنند ، کار شاعر کودک از همگان دشوارتر و دقيق تر است زيرا آنچه برای ديگران شايد تکرار باشد برای کودکان آموزه هايی است که برای اولين بار با آن روبرو می شوند و خدای ناکرده اگر خشت اول را کج نهند ، پايان خوشی نخواهد داشت و بايد اين شاعران ضمن توجه به اصول شعر ، زبان کودکانه را نيز به کار گيرند .
در کتاب های بخوانيم و بنويسيم دوره ابتدايی از شعر شاعراني بهره منديم که بر گرد زوايا و خبايا وظايف هنرمندی خود نيک گشته اند و با معرفی سبک شعری آنان مي توان با دنيايشان ارتباط بهتری برقرار نمود و در ارائه ی مفاهيم مورد نظرشان کوشا بود .
کليد واژه :
اهداف : ادبيات کودکان و نوجوانان/ شاعران/ ويژگي های شعر
اصل مقاله
کودکان و نوجوانان بخش بزرگی از جامعه را تشکيل می دهند و دنيا و نيازهای خاصی دارند که پرداختن به آن ها در هر اجتماع و حالتي امری پسنديده و شايسته است و سياست گذاران آموزش و پرورش کشورها با پرداختن به نيازها و چگونگی برآورده کردن آن ها دروازه هـــــای اميد و بهروزی را بر روی جامعه ی فردا می گشايند و در اين ميان سخت به همدلي های مخاطبان چشم اميد بسته اند و از تمامي بزرگسالان انتظار دارند که در اين مهم آنان را ياری کنند.
گروه های مختلفی می توانند بازوان کارآمد خبرگان تعليم و تربيت پرورش کودکان و نوجوانان باشند که نخستين آنان خانواده سپس جامعه و آنگاه طبقه هنرمندان متعهد هستند که نقش بــــــا ارزشي را ايفا کرده و مي کنند و ادبيات کودک و نوجوان حاصل دسترنج گروه اخير است و در اين مقاله برآنيم تا شيوه صحيح و بايسته ای را که شاعران کودکان و نوجوانان بايد پيش بگيرند ، مورد تحليل و بررسی قرار دهيم و سپس به معرفي توانايی های شاعرانی بپردازيم که شعر شـــــان زينت بخش کتاب های بخوانيم دوره ی ابتدايی گرديده است .
در ابتدا سخن را با تعريفی از ادبيات کودکان و نوجوانان شروع مي کنم و اهداف کلی و جزيي آن را برمی شمرم :
ادبيات كودكان به مجموعه اي از نوشته ها و سروده هايي گفته مي شود كه از سوي بزرگسالان براي استفاده خردسالان فراهم آمده است كه از مهمترين اهداف آن مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1ـ آماده كردن كودك براي شناختن ، دوست داشتن و ساختن محيط
2ـ شناساندن كودك به خويشتن و ايجاد و احترام به اصالت انساني
3ـ سرگرم كننده و لذت بخش بودن
4ـ علاقه مند كردن كودك به مطالعه و ايجاد عادت به آن
5ـ پاسخگوي نياز كودكان و ارضاي حسي كنجكاوي آن ها
6ـ تلطيف عواطف و احساسات
7ـ تقويت مهارت هاي گفتاري و نوشتاري
8ـ غني سازي گنجينه واژگاني كودكان
9ـ آشنايي با آرمان ها و ارزش هاي والاي انساني
10ـ پرورش غير مستقيم ذوق و عاطفه
به عبارتي ديگر مجموعه ي اهداف گوناگون را مي توان در سه عنوان زير خلاصه نمود :
1ـ بهره مندي كامل كودك از لذت هاي دوران كودكي
2ـ ترسيم آينده
3ـ چگونگي رويارويي با مسائل زندگي
ويژگي هاي ادبيات كودكان
آنچه كه در زمره ي ادبيات براي كودكان توليد مي شود بايد تمام ويژگي هاي يك قالب يا اثر را داشته باشد مثلاً در قصه هايي كه براي كودكان نوشته مي شود ، بايد عناصر داستاني در آن رعايت شود و يا هنگامي كه شاعر سروده اي را براي كودك مي آفريند ، حتماً بايد وزن و قافيه را از بين ويژگي هاي شعر رعايت نمايد .
گاهي شاعران و نويسندگان مي پندارند چون كودكان تسلطي بر ويژگي هاي شعري ندارند لذا آثاري را براي كودكان به وجود مي آورند كه هيچگاه نمي تواند مورد توجه قرار گيرند و متاسفانه جريان ادبي كودكان را خدشه دار مي سازند . در حالي كه از ديدگاه نقد ادبي يك اثر ، چه مخاطبان آن كودك باشد و چه بزرگسال بايد موازين و اصول اساسي را در خلق اثر رعايت نمايند . در اين مجال روی سخن بيشتر به سوی شعر است و درباره ی آن سخن مي گوييم .
عاطفه ، احساس ، خيال انگيزي و صميميت از ويژگي هاي شعر به شمار مي آيند اما كافي نيستند و در كنار دو عنصر قبل بر زيبايي سخن مي افزايند و در شعر كودك نيز در ايجاد انگيزه ي شنيدن و توجه به آن در كودك سهم فراواني دارند و از يك اثر ادبي كودكانه چنين انتظاراتي داريم :
1ـ بر واژگان پايه ي كودك بيفزايد .
2ـ دستورمند باشد .
3ـ در خلق اثر ساده نويسي رعايت شود .
4ـ با سطح دانش و سن ، فرهنگ و نيازهاي وي تناسب داشته باشد .
آنچه كه شعر كودك را از شعر بزرگسال جدا مي كند ويژگي هاي عمومي شعر نيست بلكه موضوعات و مفاهيم و زباني است كه شاعر در بيان خود به كار مي گيرد و واقعيت اين است كه آهنگ و وزن از يك سو و قافيه از سويي ديگر به ياري هم مي آيند تا موسيقي بيروني شعر را بسازند و كودكان نيز نسبت به سخناني كه چنين ويژگي هايي را دارند واكنش نشان مي دهند . موسيقي بيروني در كلام حالتي ايجاد مي كند كه سخن دلنشين ، پذيرفتني و موثر جلوه مي كند و بر همين اساس كارشناسان كودك معتقدند كه شعر كودك بايد سرشار از موسيقي بيروني باشد و حتي كلمات به گونه اي تركيب يابند كه هر مصرع به تنهايي نوعي از هماهنگي را نشان دهد تا شادي و سرور كودكان را به بار آورد .
نيما مي گويد : « قافيه زنگ مطلب است » و كودكان اين موضوع را درك مي كنند ، پس قافيه بر موسيقي شعر كودك تأثير بسزايي دارد و تصور شعر كودك بدون آن امري محال است شايد در برخورد و تمرين و آموزش شعر به كودكان به چنين نتيجه اي رسيده باشيم كه گويي آنها ابتدا قافيه ها را به خاطر مي سپارند آنگاه كل شعر را حفظ مي كنند و مربيان علاقه مند نيز از اين فرصت به خوبي بهره مي برند . گاهي قافيه پاياني در شعر كودك تنها عامل ايجاد موسيقي نيست و هماهنگي در داخل مصرع ها نيز سبب مي شود كه موسيقي شعر جلوه ي بيشتري بيابد و اينگونه قافيه اگر در آغاز مصرع قرار بگيرد آغازين و در صورتي كه در وسط مصرع واقع ، شود مياني مي ناميم .
بهترين نوع ترتيب قافيه در شعر كودك شكل مثنوي است و در صورتي كه قافيه در سه يا چهار مصرع متوالي يكسان تكرار شود ، ارزش موسيقايي بيشتري مي يابد و در شعر زير شكل مثنوي سخن را آهنگين نموده است :
توي ده شلمرود / حسني تك وتنها بود / حسني نگو بلا بگو / تنبل تنبلا بگو
و بهــــره ي دوم سخن در شعر معروف دويدم و دويدم ـ سركوهي رسيدم ـ دوتا خاتون را ديدم و... جلوه مي كند .
شعر كودك با تمامي تناسب هاي كلامي دلنشين مي شود و كودكي كه تا پيش از آموزش رسمي در خانواده با شعر هجايي آشنا گرديده است ، هنگامي كه با خواندن و نوشتن آشنا مي شود ، مي تواند به دنياي زيباي شعر موزون گام بگذارد و شايد تعبير درست ديگر از ادبيات منظوم كودكان همين است كه بگوييم شعر كودك پلي بين شعر عاميانه ي طفلانه و شعر محض يا رسمي . مضامين در شعر كودكانه بيشتر توصيفي و نشاط انگيز است و وزن هاي كوتاه تند يا كوتاه نرم متناسب ترند و از همين رو بحر هزج ، رجز ، رمل و متقارب سالم از اقبال بيشتري برخوردارند و كودكان نيز از آن لذت بيشتري مي برند چرا كه اين وزن ها امكان آواز خواندن را براي آنها فراهم مي كند ، آواز خواندني كه در ناخودآگاهشان به آن علاقه مند هستند .
در ادامه ی بحث به معرفی ويژگی های شعری شاعران مطرح در کتاب های درسی (بخوانيم دوره ابتدايي) می پردازيم تا فرصتي بيشتر برای شناخت تفکر و روش شعر سرودن آنان باشد :
پروين دولت آبادي
پروين شاعر كودكان كار خود را با سرودن شعر براي كودكان پرورشگاهي آغاز كرد و نخستين تجربه اش براي جشن آتش كودكان زرتشتي چنين سرود :
آتش گرم و روشن سرخي رويت از من
چراغ خانه از تو نور شبانه از تو
گرمي جان مايي سرخي و با صفايي
عيد تو عيد هستي جشن خدا پرستي
آتش گرم و روشن سرخي رويت از من
موضوع شعرهاي آغازين پروين عبارتنداز : طبيعت ، جانوران و كودكان با محتواي آموزشي و پرورشي كه از زبان كودك بيان مي شود . وي مي كوشد از رهگذر جاندار پنداري ، انگيزش عاطفي ، يكسان نگري با طبيعت و تصويرهاي خيالي ، كودك را با مفاهيم مورد نظر خود آشنا كند .
يكي از ويژگي هاي قابل توجه پروين حس زنانه ي اوست كه سبب شده بيش از ديگران براي مهر مادر و كودك و لالايي شعر بسرايد و پند و اندرزش نيز از عاطفه ي وي سرچشمه گرفته و بجاي آنكه آمرانه باشد در لباسي از عشق به آموزش روي آورده است .
مصطفي رحماندوست
براستي گفتن از فردي كه كوله باري از نوشته ها و سروده ها و عضويت ها و فعاليت ها دارد ، سخت سخت است ، امـــــا بايد از ( چشمه ي نورش ) گفت و به تماشاي ( صد دانه ياقوتش ) نشست و در فصل ( بهار ) نوشته هايش را به باغ برد و ( كبوتران ) را به شنيدن شعرهايش فراخواند و از ( هر پرنده اي قصه اي گفت ) ، (نام مجوعه اي از آثار اين شاعر).
حضور مغتنم رحماندوست در عرصه هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي پس از انقلاب سبب شده است كه خواننده براحتي با مضـــامين مختلفي در شعر وي روبرو شود و در اكثر قالب هاي شعر رويش انديشه اش را ديد . اگر در آثــــــارش مانند آثار سايرين اوج و فرودي را احساس مي كنيم ، وي توانسته است با كودك به خوبي هم زبان شود و به همين دليل سروده هايش دلنشين و جذاب مي شود و از سويي ديگر سهم عمده اي در پيدايش سرايش لالاهايي دارد و سروده :
خواب آمده مهماني ـ برخانه چشمانت ـ مهمان پر از رازي ـ امشب شده مهمانت ـ آهسته ببند اي گل ـ چشمان قشنگت را ـ تا نم نمك اين مهمان ـ در چشم تو گيرد جا .
افسانه شعبان نژاد
اين شاعر معاصر حدود 22 سال است كه در عرصه ي شعر كودك و نوجوان فعاليت مي كند و شعر مي گويد و به اذعان خودش از راهنمايي هاي مصطفي رحماندوست بهره برده است . از زبان خود شاعر در مجموعه ي « شاعران كودك از خود مي گويند » چنين مي خوانيم كه « موضوعات شعري ام را در همين نزديكي ، كوچه هاي باريك محله ، در خيابان هاي شلوغ ، خانه ها و نگاه ها و حرف هاي مردم يافته ام . من موضوع شعرم را طوري انتخاب مي كنم كه براي مخاطبم قابل لمس باشد و خود را دور از آن احساس نكند » .
در بررسي شعر شعبان نژاد مي بينيم كه گاه از سخن خود فاصله مي گيرد و چشم كودكانه اي ندارد و احساس او به بزرگان نزديك مي شود تا از شيطنت هاي كودكانه بهره مند باشد . گاهي نيز با خيالي كودكانه به توصيف عناصر طبيعت مي پردازد . در شعرش جابجايي اجزاي جمله و شكستن كلمات را مي بينيم و در ادبيات زيرين نيز چنين است :
مادرم داده به من کيف زيبای مرا
هست امروز قشنگ همه چيز و همه جا
پـــــــدرم باز مرا می سپارد به خدا
می کشد بر سر من دست پر مهرش را
اسدالله شعباني
شعباني فارغ التحصيل رشته زبان ادبيات فارسي است و پركارترين شاعر كودك پس از انقلاب اسلامي مي باشد كه آثارش بيش از چهل كتاب است . وي تحت تاثير موقعيت ها و شرايط طبيعي و جامعه قرار گرفته و موضوعاتي را كه براي شعر خود برگزيده نشان دهنده ي اين نگاه است و از قالب هاي شعري متناسب و متفاوتي استفاده مي كند ، هر چند از وزن هايي بهره مي گيرد كه چندان كودك را سرشوق نمي آورد . سروده هاي شعباني معمولاً با يك توصيف ساده و بدون هيچ تصويرگري شاعرانه و با واژگاني عاري از بار عاطفي و احساسي آغاز مي شود كه بيشتر مي توان اينگونه اشعار او را نظم براي كودكان ناميد تا شعر . گاهي نيز از زبان كودكان فاصله مي گيرد و نگاهي بزرگسالانه به موضوع كودك دارد و از سرودهي وي است :
آرزو دارم که روزی يک هواپيما بسازم
آن هواپيمای خود را محکم و زيبا بسازم
آرزو دارم هميشه با هواپيما بگردم
روز و شب اين جا و آنجا دور دنيا را بگردم
محمود كيانوش
كيانوش با وارد كردن تخيل در شعر كودك پايه گذار سبكي نوين در شعر فارسي گرديد و با نوشتن كتاب شعر كودك در ايران ويژگي هاي شعر كودكانه را بر شمرده و سايه سنگين قرن ها پند و اندرز و زبان بزرگسالانه در شعر كودك با سروده هاي وي به پايان رسيد . كيانوش با زبان اندرزدهنده ي غير مستقيم سبب شد كه كودكان به خواندن و حفظ شعرهايش ترغيب شوند . وي مضامين مورد نظر خود را در قالب تمثيل و چيستان براي كودكان بيان مي كند و شادي و شادابي را تبليغ مي كرد و براي نمونه در شعر زير ضرب و عروض وزن را به كمك مي گيرد و بر ضربان قلب كودك مي افزايد و سروده :
اي زنبور طلايي نيش مي زني بلايي
پاشو پاشو بهـاره گـل واشـده دوبـاره
زمستونو خوابيدي خواب بهار رود ديدي
برو به باغ و صحرا نيشـي بـزن به گلها
عسل بيار براي ما
مجدالدين مير فخرايي
گلچين گيلاني را كه از خطه ي باران است و شاعر سروده ي دلنشين باز باران به راستي آنچنان وزن ، قافيه ، عاطفه و احساس بهره گرفته كه هر خواننده اي را به وجد مي آورد و نه تنها كودكان دبستاني كه معلمانشان را نيز سرمست شادي مي گرداند . مصرع هاي اين سروده ي زيبا كوتاه ، ملموس و يادگرفتني اند كه كودكان بارش باران را بارها لمس كرده و با دنياي كه شاعر توصيف مي كند به خوبي آشنايند و اين همان دقيقه اي است كه دقت هنرمندانه مي طلبد و شايد درسي باشد براي شاعراني كه رو به شعر كودكانه آورده اند ، زيرا كه شاعر با زبان شعر به آنان مي آموزد كه اگر مي خواهيد شعري ماندگار بيافرينيد و آن را در حافظه كودكان جاي دهيد از خاطرات يا تجربيات آنان بهره گيريد و همين است كه در كتاب هاي جديد التاليف دوره ي ابتدايي باز هم از آن بهره گرفته اند و كودكان مي خوانند :
بازباران با تراترانه / با گوهرهاي فراوان / مي خورد بر بام خانه و ....... به راستيكه شاعرده سالگي اش را به مدد كلمات به تصوير كشيده است و ما را با تابلوي زيباي روبرو مي سازد .
عباس يميني شريف
لالايي هاي دوران كودكي و خواندن نصاب الصبيان در مكتب خانه پايه ي اطلاعات او شد تا مخاطب خود يعني كودكان را از بزرگسالان باز شناسد و آنچنان سخن بگويد كه انديشه ي انتشار مجله ي بازي كودكان را در سر بپروراند و آن گاه به مديريت مجله هاي دانش آموز و كيهان بچه ها سرگرم شود . وي در نيم قرن كار و تلاش آثار بسياري در زمينه ي شعر ، قصه و نمايش به نظم نثر داستان هاي مصور پديد آورد . وي بعد از باغچه بان نخستين دلسپرده و پركار كودكان بود و اين ويژگي به سبب شناخت وي از نيازهاي متفاوت كودكان و زبان كودكانه و سرگرمي هاي مورد توجه اطفال بود و با كودكان بودن را نشاني خود مي دانست و دوبيتي كه براي سنگ مزارش سرود ، است بيانگر همين معناست :
من نغمه سراي كودكانم شادست ز مهرشان روانم
عباس يميني شريفـــم گيريد ز كودكان نشانم
عباس يميني شريف در زبان شعر كودكانه پيچيدگي را دور شدن از اصل آگاهي به دنياي كودك مي داند و معتقد است كه زبان شعر مي تواند مانند نثر زبان بيان انديشه ي شاعر باشد و از آنجائي كه اين زبان موزون ، خوش آهنگ ، جالب و جاذب است ، محدود كردن دامنه ي موضوعي آن كار نادرستي است و خود نيز در موضوعات مختلف براي كودكان شعر گفته است كه از آن جمله مي توان به شعر يار مهربانش اشاره کرد که کمتر درسخوانده ای را می شناسيم که اين شعر نديده باشد و یا به خاطر نسپرده باشد .
من يار مهربانم دانا و خوش بيانم
گويم سخن فراوان با آنکه بي زبانم
پندت دهم فراوان من يار پند دانم
من دوستي هنرمند با سود و بي زيانم
از من مباش غافل من يار مهربانم
در پايان سخن بايد يادآور شد که از گستره معنی و سخندانی به آوردن نمونه هايي بسنده کرديم والا خود زمان ها مي طلبد و توانی بيش از آنچه در اين راقم وجود دارد و سعي هر يک در جای خود مشکور و بر صاحبان خرد و انديشه است که همواره قدردان چشم بينای جامعه که همانا شاعران هستند ، باشند .
منابع :
1ـ ايمن ( آهي ) ، ليلي ، توران خمارلو ( ميرهادي ) و مهدخت دولت آبادي ، 1357 ، گذري در ادبيات كودكان ، تهران ، شوراي كتاب
2ـ پژوهشنامه ي ادبيات كودكان و نوجوان ، شماره هاي 18 ـ 10
3ـ حجازي ، بنفشه ، 1374 ، ادبيات كودكان و نوجوانان ، تهران ، روشنفكران
4ـ حكيمي ، محمود ، 1364 ، سخني درباره ي كودكان و نوجوانان ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي
5ـ رحماندوست ، مصطفي ، 1369 ، ادبيات كودكان و نوجوانان ، ويژه ي مراكز تربيت معلم ، تهران ، چاپ و نشر ايران
6ـ سرامي ، قدمعلي ، 1368 ، پنج مقاله درباره ی ادبیات کودکان ،تهران ، انتشارات ترفند
7ـ شاعران كودك از خود مي گويند ، 1384 ، تهران ، انتشارات رويش غنچه
8ـ كيانوش ، محمود ، 1355 ، شعر كودك در ايران ، تهران ، آگاه
9ـ محمدي ، محمد هادي وزهره قائيني ، 1381 ، تاريخ ادبيات كودكان ، تهران ، چيستا ( ج 6-1 )
10ـ هاشمي نسب ، صديقه ، 1371 ، كودكان و ادبيات رسمي ايران ، تهران ، سروش
این اندیشه مدت طولانی است که توجه مرا به خود جلب کرده که تو چگونه می توانی بودن خود را به اثبات برسانی و من تنها راه را در نوشتن یافتم و اینک خشنودم و هروقت که دلم برای خودم تنگ می شود به این صفحه سری می زنم .